فارس نوشت: چهل و هشت ساعت پس از آنکه فرار شتابزده و ذلتبار محمدرضا پهلوی به رم با دلارهای اهدایی واشنگتن رتقوفتق شد، یک تلگرام محرمانه از لندن به سفارت بریتانیا در واشنگتن مخابره شد. وزارت خارجه بریتانیا با تحقیر درباره شاه فراری نوشت: «شاه بدون کمترین توجه به شأن و مقامش فرار کرد… امیدی به آینده او به عنوان یک رهبر مورد اعتماد وجود ندارد.»
امروز در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، بازخوانی این اسناد، نقاب از چهره رژیمی برمیدارد که تاریخ با تمام وضوح، دستنشاندگی و فاقد اراده بودن آن را ثبت کرده است. آنچه پهلوی «رستاخیز ملی» مینامید، در حقیقت هجوم مستقیم سنتهای کودتاچی آمریکایی-انگلیسی برای ذبح استقلال ایران و جایگزینی استبدادی خشن به جای حاکمیت ملی بود. سازوکار قدرت در تهرانِ پس از کودتا، توسط سفارتخانههای غربی مهندسی شد. واشنگتن و لندن که شاه را عنصر فاقد صلاحیت و بیاعتبار میدیدند، اداره کشور را مستقیماً به سپهبد فضلالله زاهدی سپردند؛ نخستوزیر انتصابی غربیها که مأموریتش ایجاد حکومت رعب و ترور بود. تنها چهار روز پس از بازگشت شاه، ژنرال آیزنهاور، رئیسجمهوری وقت آمریکا، کمکهای مالی عظیمی را روانه تهران کرد. بر اساس اسناد مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه جورجتاون، اداره کمکهای خارجی آمریکا در ۳ سپتامبر ۲۳.۴ میلیون دلار و تنها دو روز بعد، ۴۵ میلیون دلار کمک فوری بلاعوض به دولت کودتا پرداخت کرد. این در حالی بود که آیزنهاور پیش از کودتا، درخواست کمک اقتصادی دولت قانونی دکتر مصدق را با این ادعا که «کمک به ایران اجحاف به حق مالیاتدهندگان آمریکایی است» رد کرده بود؛ تناقضی آشکار که اثبات میکند آمریکا نه به دنبال رفاه ملت ایران، بلکه خواهان حاکمیتی دستنشانده برای چپاول منابع ملی بود.
دستگاه مخوف فرمانداری نظامی تحت فرماندهی سرتیپ دادستان و سپس سرتیپ تیمور بختیار، سیاهچالهای تهران را از مبارزان ملی، آزادیخواهان و نظامیان وطنپرست پر کرد. مطبوعات تعطیل، احزاب توقیف و دهها تن در برابر جوخههای اعدام قرار گرفتند. در جریان پاکسازی ارتش، نزدیک به ۶۰۰ نظامی بازداشت شدند؛ ۶۹ نفر به اعدام محکوم گشتند که حکم ۲۷ نفرشان اجرا شد و مابقی به حبسهای ابد و طولانیمدت محکوم شدند. کودتاچیان با سه ابزار «تطمیع، فشار و سرکوب» تلاش کردند هرگونه صدای استقلالخواهی را خاموش کنند. در این میان، محاکمه دکتر مصدق در دادگاه غیرقانونی نظامی، ابهت پوشالی رژیم کودتا را در هم شکست. مصدق دادگاه را به محاکمه شاه و بیگانگان تبدیل کرد و با ارائه مدارک انکارناپذیر، نشان داد آنچه رخ داده نه رستاخیز، بلکه یک کودتای نظامی با بودجه و مداخله مستقیم آمریکا و انگلیس بوده است. مطبوعات جهان شجاعت او را در دفاع از مظلومیت ملت ایران منعکس کردند و مردم ایران با مشاهده این ایستادگی، صفوف «نهضت مقاومت ملی» را شکل دادند. هدف نهایی واشنگتن و لندن از برپایی این حمام خون، مشخص بود: تاراج مجدد نفت ایران. در ۱۴ آذر ۱۳۳۲، تجدید روابط سیاسی با بریتانیا پس از ۱۴ ماه قطع رابطه اعلام شد و به دنبال آن در فروردین ۱۳۳۳، دولت زاهدی زیر سرنیزه نظامیان و تهدید چاقوکشان، انتصابات رسوای مجلس هجدهم را برگزار کرد تا نمایندگان جیرهخوار دربار، قرارداد ننگین کنسرسیوم نفت را به تصویب برسانند.
مرور ۲۸ مرداد نشان میدهد که پهلوی چیزی جز عروسک خیمهشببازی واشنگتن نبود؛ رژیمی که بقای خود را نه در آرای مردم، بلکه در سرکوب داخلی و خوشخدمتی به اربابان آمریکایی میدید. امروزه نیز بازخوانی این اسناد، خط بطلانی بر تمام بازسازیهای دروغین تاریخ است و یادآور میشود که استکبار آمریکایی همواره برای بلعیدن استقلال ملتها، روی مهرههای بیاراده حساب باز میکند. منابع: ۱. کتاب «تاریخ بیست و پنجساله ایران؛جلد اول» از سرهنگ غلامرضا نجاتی۲. کتاب «مصدق در محکمه نظامی» از سرهنگ جلیل بزرگمهر۳. کتاب «گذشته چراغ راه آینده است» از جامی